بازی

میخوام برم لب بلند ترین پرتگاه

و چشم بسته

و با عجله

بپرم

شاید اینجوری فهمیدم آخرش چی میشه

/ 10 نظر / 3 بازدید
ابراهیم

زندكًى رويانيست زندكًى زيباييست مى توان بر درختى تهى از بار زدن بيوندى مى توان از دل اين مزرعه مزرعهء خشك و تهى بذرى كاشت مى توان از ميان فاصله ها را بر داشت دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست.

امیر

سقوط آزاد ! خیلی خوبه ... همه ما بالاخره یه روزی به یه سقوط آزاد احتیاج داریم ...

یار ....

از این بالا نیگا کردم زمین منو صدا میزد یکی میگفت بپر پایین یکی تو قلبم جا میزد وقت تموم کردن کار شهامت دل بریدن خط کشیدن دور همه به حس پرواز رسیدنننننننننننننننننننننننن برای گریه کردنات یکی دو روزی کافیه سیاه بپوش برای من اینم برای قافیه فقط من از اینجا میرم فکر نکنم چیزی بشه نه آسمون زمین میاد نه ابری بارونی میشهههههههههههههههههه خود کشی کار آدمای ضعیفه ..... تو که نیستی .... وب زیبایی داری نیلوفر خانم ...

j.raks

ممنون نيلو جون[ماچ][بغل][قلب]

گلشنا

از پرتگاه عشق نیلوفر عالی بود[گل][گل][گل][گل][گل][گل]

بهناز

مرسی که اومدی عزیزم[ماچ]

نرم افزار ارسال نظر

سلام دوست عزيز وبلاگتو ديدم قشنگ بود ، خوشم اومد. خوشحال ميشم به من هم سر بزني. http://www.wsender.ir